خلاصه و ردهبندی سنی
15+
خواجه بوبکر مؤدب نقل میکند که روزی شیخ و خطیب کوفی با هم آهسته صحبت میکردند. سپس شیخ از او پرسید آیا شنیده که چه گفتند و او پاسخ منفی داد. شیخ گفت که آنها درباره دو نوع عجز صحبت میکردند: تنبلی در انجام کار ممکن و تلاش برای چیزی که از دست رفته است. در همان لحظه، قوال مصراعی درباره آشکارا سخن گفتن خواند.
متن شامل مفاهیم اخلاقی و ادبی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
حکایت ۹۰ - خواجه بوبکر مؤدب گفت که روزی شیخ با خطیب کوفی سخنی میگفت آهسته، پس روی سوی من کرد و گفت میشنودی که چه میگفتیم؟ گفتم نه. شیخ گفت میگفتیم: العجزُ عج
خواجه بوبکر مؤدب گفت که روزی شیخ با خطیب کوفی سخنی میگفت آهسته، پس روی سوی من کرد و گفت میشنودی که چه میگفتیم؟ گفتم نه. شیخ گفت میگفتیم: العجزُ عجزان التوانی فی الامر اِذا امکن والجد فی طلبه اذافات و در آن ساعت کی شیخ این سخن میگفت قوّال این مصراع میخواند: ولاتسقنی سراً اذا امکن الجهر.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۸۹ - خواجه بوالفتح شیخ گفت که روزی قوّال در خدمت شیخ این بیت برمیگفت که:
گوهر بعدی:حکایت ۹۱ - در آن وقت کی شیخ بنشابور بود کسی کوزۀ آب بوی آورد و گفت بادی بر اینجا دَم از بهر بیماری. شیخ بادی برآن کوزه دمید و از آن مرد بستد و بخورد. مرد گفت ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.