خلاصه و رده‌بندی سنی 14+

شیخ در حیره به گورستان می‌رود و گروهی را می‌بیند که مشغول نوشیدن شراب و شادی هستند. صوفیان قصد برخورد با آنها را دارند، اما شیخ مانع می‌شود و به آنها دعای خیر می‌کند. گروه تحت تأثیر قرار می‌گیرند، توبه می‌کنند و شراب را می‌ریزند. شیخ با این رفتار، محبت و هدایت خود را نشان می‌دهد.

محتوا دارای پیام اخلاقی و عرفانی است و نیاز به درک نسبی از مفاهیم دینی و اجتماعی دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

مشاهده کامل

حکایت ۷۶ - هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود روزی بگورستان حیره می‌رفت چون بسر خاک مشایخ رسید جمعی را دید آنجا کی خمر می‌خوردند و چیزی می‌زدند. صوفیان در اضطراب آم

هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود روزی بگورستان حیره می‌رفت چون بسر خاک مشایخ رسید جمعی را دید آنجا کی خمر می‌خوردند و چیزی می‌زدند. صوفیان در اضطراب آمدند، خواستند کی ایشان را احتساب کنند و برنجانند، شیخ مانع شد. چون نزدیک ایشان رسید گفت: خداوند چنانک درین جهان خوش دل می‌باشید، در آن جهان نیز خوش دلتان داراد. جماعت برخاستند و جمله در پای شیخ افتادند و خمرها را بریختند و توبه کردند و از یک نظر شیخ از نیک مردان شدند.
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۷۵ - هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ بیمار گشته بود، شیخ بعیادت او رفت و بنشست و اورا بپرسید، جمعی از وکیلان اسباب امام درآمدند، یکی می‌گف
گوهر بعدی:حکایت ۷۷ - شیخ ابوسعید به مرو رودمی‌شد چون به بغشور رسید جایی ناخوش دید و مردمانی نیکو و بزرگ و بیشتر ایمه و اهل تقوی بودند و چنین گویند که سیصد مرد مفتی و متدین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.