شیخ در خانقاه مشغول وعظ بود که ابراهیم ینال، برادر سلطان طغرل، به دیدار او آمد. ابراهیم با احترام فراوان به شیخ نزدیک شد و شیخ از او خواست سرش را بیشتر فرود آورد تا نزدیک زمین رسید. سپس به او اجازه داد سوار شود. یکی از درویشان از این رفتار شیخ تعجب کرد. شیخ توضیح داد که این رفتار برای تقرب به خداوند بوده، نه برای خودش، و هر خدمتی که برای حق باشد، هرچه با فروتنی بیشتری انجام شود، مقبولتر است. سپس تشبیه کرد که مانند کعبه که قبلۀ مسلمانان است، او نیز وسیلهای برای تقرب به خداوند است. درویش متوجه شد که رفتار پیران همیشه بر اساس حکمتی است و نباید به آن اعتراض کرد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، داستان نیازمند درک نسبی از مفاهیم دینی و تقرب به خداوند است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد بهتر درک میشود.
حکایت ۷۱ - در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یک روز در خانقاه استاد امام مجلس میگفت. چون از آنجا بکوی عدنی کویان میرفت در راه او را ابرهیم ینال که برادر سلطان طغرل
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.