درویشی در مجلس شیخ شروع به گفتن داستانی طولانی کرد. شیخ به او گفت بنشیند تا حدیثی به او بیاموزد. شیخ پرسید که چرا داستان طولانی میگوید و به او آموخت که راستگویی امانت و دروغگویی خیانت است. درویش با یادگیری این درس، نیاز خود را به یک فرجی (نوعی لباس) بیان کرد. شیخ فرجی خود را به او داد. مریدان شیخ بعداً فرجی را با قیمت بالا از درویش خریدند، اما شیخ آن را نپذیرفت و درویش را با پول و فرجی روانه کرد و او را به مریدان خاص خود تبدیل کرد.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، داستان به شیوهای ساده اما معنادار بیان شده است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و الهامبخش است.
حکایت ۵۷ - آوردهاند کی درویشی در مجلس شیخ بر پای خاست و قصۀ دراز اساس نهاد. شیخ گفت ای جوان مرد بنشین تا ترا حدیث آموزم. آن مرد بنشست شیخ گفت چه خواهی کرد این ق
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.