در این داستان، شیخ ابوسعید در نشابور حضور داشت و بسیاری از بزرگان و پیشوایان مذاهب مختلف مرید او شده بودند. قاضی ابوبکر، یکی از بزرگان، مجلسی ترتیب داد و از شیخ و دیگران دعوت کرد. در این مجلس، بحثهای طولانی درباره مذاهب مختلف صورت گرفت و سرانجام تصمیم گرفتند که قرآن را به عنوان حکم نهایی انتخاب کنند. همه توافق کردند که شیخ ابوسعید، به دلیل جایگاه والایش، قرآن را باز کند و آیهای که نشاندهنده حقانیت مذهب شافعی باشد را بیابد. شیخ قرآن را باز کرد و آیهای که نشان میداد حق با اوست را خواند و همه حاضران از این معجزه شگفتزده شدند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی، مذهبی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، بحثهای عمیق درباره مذاهب و تفسیر قرآن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
حکایت ۴۲ - از چندین پیر نیکو سیرت شنیدم کی در آن وقت که شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز در نشابور بود جملۀ اصحاب فرق و ایمۀ مذاهب مرید شیخ گشته بودند و آن انکا
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.