خلاصه و ردهبندی سنی
12+
در این متن، روایتی از امام مالکان رحمةاللّه علیه نقل شده است که در آن زنی در مجلس شیخ حالتی عجیب پیدا میکند و خود را از بام بلندی به پایین پرتاب میکند. شیخ با اشارهای او را در هوا متوقف میکند و زنان حاضر او را به بام بازمیگردانند. سپس دامن او را بر میخی ضعیف آویخته میبینند.
محتوا شامل موضوعات عرفانی و معجزهگونه است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، صحنه پرتاب شدن از بام میتواند برای برخی کودکان نگرانکننده باشد.
حکایت ۱۰۲ - بخط امام مالکان رحمةاللّه علیه دیدم که نبشته بود کی زنی را درمجلس شیخ حالتی درآمد، خویشتن را از بام بلند درانداخت، شیخ اشارت کرد، در هوا معلق ماند، زن
بخط امام مالکان رحمةاللّه علیه دیدم که نبشته بود کی زنی را درمجلس شیخ حالتی درآمد، خویشتن را از بام بلند درانداخت، شیخ اشارت کرد، در هوا معلق ماند، زنان دست دراز کردند و زن را بر بام کشیدند، دامن اودر میخی ضعیف آویخته دیدند.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۰۱ - یک روز شیخ در میهنه مجلس میگفت درویشی بر پای خاست و یک من گوشت التماس کرد شیخ گفت ای درویش این گوشت چه خواهی کرد؟ گفت شوربایی خواهم پخت شیخ گفت چرا گ
گوهر بعدی:حکایت ۱۰۳ - بخط اشرف ابوالیمان دیدم رحمة اللّه علیه کی از منکران شیخ درزیی و جولاهۀ با هم دوستی داشتند و چون بهم رسیدندی میگفتندی که کار این شیخ بر اصل نیست. روز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.