درویشی از عراق به دیدار شیخ میرود. در راه، از شیخ میپرسد که حق پیر بر مرید و حق مرید بر پیر چیست. شیخ در آن لحظه پاسخ نمیدهد، اما روز بعد به درویش دستور میدهد تا به غزنین برود و صد دینار و دو من عود برای صوفیان بیاورد. درویش این کار را انجام میدهد، اما در بازگشت در شهر هری، تحت تأثیر یک کودک قرار میگیرد و قصد نادرستی میکند. شیخ بوسعید او را از این کار بازمیدارد و درویش به هوش میآید و به میهنه بازمیگردد. شیخ سپس حق پیر و مرید را توضیح میدهد: حق پیر آن است که مرید از دستورات او پیروی کند و حق مرید آن است که پیر او را از خطاها بازدارد. درویش از کار خود پشیمان میشود و طلب بخشش میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند وسوسه و خطا ممکن است نیاز به درک بالاتری از مسائل اخلاقی داشته باشد.
حکایت ۸۲ - آوردهاند کی درویشی از عراق برخاست و پیش شیخ آمد. چون بمیهنه رسید شیخ ببادنه بود، بر دو فرسنگی میهنه. درویش بمیهنه مقام نکرد و روی بدیه بادنه کرد، چون
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.