شیخ ابوسعید ابوالخیر در نیشابور با مخالفانی از جمله قاضی صاعد روبرو بود که بهرغم عدم ابراز مخالفت آشکار، در باطن کرامات اولیا را انکار میکرد. قاضی برای آزمایش ادعای شیخ مبنی بر پرهیز از حرام، دو بره (یکی حلال و دیگری حرام) را به یک شکل آماده کرد و به سوی خانقاه فرستاد. در راه، غلامان ترک بره حرام را ربودند و تنها بره حلال به شیخ رسید. شیخ با اشاره به این اتفاق، قاضی را سرزنش کرد و او از انکار خود توبه کرد.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که برای درک عمیقتر، به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین اشاره به موضوع حرام و حلال ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
حکایت ۳۴ - هم درآن وقت که شیخ قدس اللّه روحه العزیز بنشابور بود او را منکران بودند و ازآن جمله یکی قاضی صاعد بود کی ذکر او رفته است و اگرچ بظاهر انکار نمینمود ا
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.