متن دربارهٔ رفتار اولیا و مشایخ در پنهانکردن حالات و کرامات خود از مردم است. آنها معمولاً کرامات خود را آشکار نمیکنند، مگر بهصورت ناخواسته. برخی از آنها حتی اگر کرامتی ناخواسته آشکار شود، از خدا میخواهند که جانشان را بگیرد تا مردم از رازهای میان آنها و خدا آگاه نشوند. در مقابل، مشایخ که مأمور هدایت و ارشاد مردم هستند، اگر کرامتی ناخواسته آشکار شود، ناراحت نمیشوند. همچنین، تفاوت بین اولیا و انبیا این است که انبیا مأمور به آشکارکردن معجزات هستند، ولی اولیا مأمور به پنهانکردن کرامات. متن تأکید دارد که کرامات شیخ موردنظر بیشتر پنهان بوده و جزئیات آن فقط میان او و خداوند است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و دینی عمیق است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مباحث تصوف و اخلاق اسلامی دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است برای خوانندگان جوان نامفهوم یا سنگین باشد.
بخش ۲۵ - روزی در میان مجلس برزفان شیخ ما رفت کی هرچ بباید گفت ما آن کرده باشیم و جملۀ اولیا قدس اللّه ارواحهم همچنین بودهاند، حالات و کرامات خود از خلق پوشیده
و این راه را مقامات بسیارست و مشایخ این طایفه هزار ویک مقام تعیین کردهاند، و شرح آن طول و عرضی دارد، مقصود ماآنست کی تقریر کرده آید کی مشایخ در اظهار کرامات نکوشیدهاند و یک فرق میان ولی و نبی، اینست کی انبیا باظهار معجزات مأمورند، و اولیا به کتمان کرامات مأمور، پس به سبب این مقدمات مجاهدات و ریاضات و کرامات او بیشتر پوشیده بوده است و کس برآن مطلع نبوده، آنچ از ثقات و عدول بما رسیده است در تصحیح آن مبالغت رفت و آنچ بینه و بین اللّه بوده است درآن سخن نتوان گفت.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.