خلاصه و ردهبندی سنی
18+
متن درباره عشق و عاشقی است و بیان میکند که عشق مانند نوشیدن آب دریا است که هر چه بیشتر نوشیده شود، عطش بیشتر میشود. همچنین، اشارهای به تجربههای عرفانی و روحانی در عشق دارد و از یحیی معاذ رازی به عنوان کسی که کاملاً در عشق غرق شده، یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل هضم نباشد.
فصل ۱۹۳
اختیار عاشق در عشق ز قهر محبوبست که در جام مکر بر عاشق عرضه کند و چنان نماید بدو که این بدو برای دفع عطش او میدهد تا او را از قلت عقل و سوء محبت بستاند و نوش کند عطش او زیادت شود و او نداند که هر که در غلبۀ عطش آب دریا خورد مُتَعطّش است نه متروّی کَذلِکَ الْعشْقُ لِلعاشِقِ کَشارِبِ ماءِ الْبَحْرِ کُلَّما ازْدادَ شُرْباً ازْدادَ عَطَشا عجب یحیی معاذ رازی قَدَّسَ اللّهُ روُحَهُ بسلطان اولیا قَدَّسَ اللّهَ روُحَهُ بنوشت اینجا کسی است که یک قطره بخار عشق بمذاق او چکانیدند مست مست شد و از دست شد او جواب نوشت که اینجا کسی هست که جمله بخار محبت نوش کرد و لب بر لب نهاد و خاموش کرد.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فصل ۱۹۲
گوهر بعدی:فصل ۱۹۴
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.