خلاصه و ردهبندی سنی
16+
پادشاهی از عاشقی میپرسد که آیا میخواهد جای او باشد. عاشق پاسخ میدهد که ترجیح میدهد خودش نباشد، زیرا عشق او را از قید و بندها آزاد کرده و به او حریت بخشیده است. عاشق باید آزاد باشد، با غم شاد باشد، و در عین حال آرزومند و دربند عشق باقی بماند. متن با اشعاری همراه است که بر اهمیت جستجو و یافتن معنا در زندگی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و استعاری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
فصل ۱۸۲
پادشاهی عاشقی را گفت خواهی که من باشی گفت خواهم که من نباشم یعنی چون مرا از حریت من دل گرفته است بدان عوائق که تو بدان گرفتاری کی بنده شوم ای برادر عاشق باید که آزاد بود و بغم شاد بود آرزومند و دربند بود لعمری چون آرزومند او بود:
۱
موقوف بجان اگر بمانی مانی
زیرا که چو در عالم جانی جانی ۲
این نکته اگر نیک بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی ۳
موقوف بجان اگر بمانی مانی
زیرا که چو در عالم جانی جانی ۲
این نکته اگر نیک بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فصل ۱۸۱
گوهر بعدی:فصل ۱۸۳
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.