در این متن، نویسنده به رابطهی عاشق و معشوق در حالت مستی عشق میپردازد و بیان میکند که در این حالت، عاشق به دلیل غلبهی عشق و مستی ناشی از آن، قادر به درک کامل جمال معشوق نیست. این ناتوانی در درک، خود نوعی درک محسوب میشود. همچنین، عاشق در این حالت به وحدت وجود نظر دارد، نه به کثرت صفات. در پایان، با یک بیت شعر، این حالت روحی و عرفانی به زیبایی بیان شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن، برای درک و فهم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
فصل ۱۳۵
ای آنکه بلطف خود کنی درمانم
مگذار مرا بمن که اندر مانم ۲
از غایت مستئی که در عشق مراست
خواهم که ز تو نشان دهم نتوانم ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.