خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر درد و رنج عاشق است که از گریه و ناتوانی در دیدن معشوق سخن میگوید. عاشق از ترس آسیب دیدن معشوق به دلیل نازکی وجودش، از نگاه کردن به او خودداری میکند و این دوری باعث گریه و سفیدی چشم او میشود. متن از مفاهیم عشق، غیرت، و رنج عاشقانه استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات غنی فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
فصل ۸۷
آنچه دیدۀ عاشق در گریه بود آن از غیرت حقیقت وجود اوست برو و حقیقت وجود او که عشق صفت اوست از غیرت میخواهد تادیدۀ او از گریه سفید شود و از دیدن ناامید شود زیرا که داند که آن دیدار بدین دیده دریغ بود:
۱
خوناب از آن همی ببارد چشمم
کاهلیّت دیدنت ندارد چشمم ۲
و روا بود که از آن گرید تا خیره شود و نظر بر جمال آن دلربای نیفکند زیرا که بترسد که آن روی از نازکی بدین نظر مجروح شود چنانکه گفتهاند: ۳
من تیز در آن روی نیارم نگریست
ترسم که ز نازگی جراحت گردد ۴
خوناب از آن همی ببارد چشمم
کاهلیّت دیدنت ندارد چشمم ۲
و روا بود که از آن گرید تا خیره شود و نظر بر جمال آن دلربای نیفکند زیرا که بترسد که آن روی از نازکی بدین نظر مجروح شود چنانکه گفتهاند: ۳
من تیز در آن روی نیارم نگریست
ترسم که ز نازگی جراحت گردد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فصل ۸۶
گوهر بعدی:فصل ۸۸
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.