خلاصه و ردهبندی سنی
18+
متن دربارهٔ وحدت عشق، عاشق و معشوق است و بیان میکند که وقتی عاشق به معشوق تبدیل میشود، هر سه یکی میشوند و هیچ تفاوتی بین آنها باقی نمیماند. این ایده با شعر شیخ اوحدالدین کرمانی تأیید میشود که همه چیز یکی است و دوئیت از بین میرود.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد.
فصل ۶۵
کار عشق آنگاه تمام شود که عاشق معشوق شود و ورق بگردد بی آنکه از عشق عاشق چیزی بکاهد یا در حسن معشوق چیزی بیفزاید زیرا که حسن معشوق را لازمه وجودست زوال آن با بقاء ذات او ممتنع بود و عشق در عاشق اگرچه زایدست بر وجود او و از خارج درو آمده است اما بقوت حسن معشوق که ذریعۀ اوست اوصاف او را در خود مضمحل گردانیده است و بجای خود همه خود ثابت شده و چون عاشق معشوق شود هر آینه معشوق عاشق شود بی آنکه وصل او ازو نقل کند و بدین پیوندد ای درویش اگر دیدۀ نهان بین بگشائی ببینی که عشق و عاشق و معشوق هر سه یکی است و این اصل بی شبهتی و شکی است شیخ اوحدالدین کرمانی گوید:
۱
گفتم که پیامبری تو یا پیر
گفت او که دوئی ز راه برگیر ۲
امروز و پریرودی و فردا
هرچار یکی بود تو فردا ۳
چون نیک بدیدم آن نکو بود
او و من و پیر هر سه او بود ۴
گفتم که پیامبری تو یا پیر
گفت او که دوئی ز راه برگیر ۲
امروز و پریرودی و فردا
هرچار یکی بود تو فردا ۳
چون نیک بدیدم آن نکو بود
او و من و پیر هر سه او بود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فصل ۶۴
گوهر بعدی:فصل ۶۶
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.