این متن به رابطهی عاشق و معشوق از دیدگاه عرفانی میپردازد و بیان میکند که عاشق مانند آینهای است که جمال معشوق را بازتاب میدهد. معشوق برای اظهار حسن خود نیاز به آینهای دارد تا خود را در آن ببیند و این آینه، وجود عاشق است. عاشق در غلبهی عشق، معشوق را از خودش نزدیکتر مییابد و حتی حاضر است وجود خود را فدا کند تا معشوق خود را در او ببیند. این مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به ذوق و درک خاصی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
فصل ۶۳
ما آینهایم و او جمالی دارد
او را ز برای دید او دریابیم ۲
اَلمؤمِنُ مِرأةُ المؤمن سرّاین معنی است بدین نسبت عاشق بحسن معشوق از معشوق قریبترست اگرچه میان عکس و عین مباینت نیست و بحقیقت در عالم عقل قابل مِمّا یَقْبَلُهُ قریبتر مینماید از فاعل، چون عاشق در غلبات عشق معشوق را از او اوترست و از خود خودتر روا بود که برو از دیدۀ او غیرت برد و چون وجود خود را آینۀ دید او شناسد وجود خود را خواهد که در دریای نیستی اندازد تا او خود را بواسطۀ او بیند زیرا که برو هم ازو غیرت میبرد و این عظیم وقتی دارد بیذوق معلوم نگردد و درین معنی گفتهاند: ۳
یا رب بستان داد من ازجان سکندر
کو آینۀ ساخت که دروی نگری تو ۴
ای درویش چون معشوق آینه ساز بود عاشق همیشه از غیرت درگداز بود: ۵
خواهم که ز دور در جمالت نگرم
می نتوانم از آنکه بی پا و سرم ۶
از عالم خود اگر تو ای مایۀ حسن
نظارۀ حسن خود کنی رشک برم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.