خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به مفهوم عشق به عنوان شریک روح میپردازد و بیان میکند که عشق مقدس است و روح از شرکت با آن به وحدت معشوق میرسد. در این مسیر، روح ممکن است خسارتی ببیند، اما این خسارت برای رسیدن به وصل و بازگشت به اصل خود ضروری است. متن تأکید میکند که برای رسیدن به نور معشوق، باید از خودگذشتگی کرد و به نیستی پیوست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
فصل ۲۲
اگر عشق شریک روحست خسارت چرا بر شریک روا میداری، برادر عشق مقدس است از شریک و از شبیه اما روح سر از شرکت او برمیآرد و از برای اثبات وحدت معشوق رقم خسارت خَسِرَ الدُّنیا وَالْآخِرَة بر روح میکشد با او میگوید که بدولت وصل آنگاه رسی که در خود برسی و به عالم اصل خود آنگاه باز شوی که با نیستی انباز شوی و بیقین بدانی:
گر هر چه ترا هست همه دربازی
ور هستی خود جدا کنی انبازی
باشد که ز خود باز رهی در تازی
در پرتو نور او پناهی سازی
گر هر چه ترا هست همه دربازی
ور هستی خود جدا کنی انبازی
باشد که ز خود باز رهی در تازی
در پرتو نور او پناهی سازی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:فصل ۲۱
گوهر بعدی:فصل ۲۳
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.