شیخ محمد موحد، شاعر و عارف هندی الاصل، در جوانی از بنگال سفر کرد و به ایران آمد. او نزد عرفا و علمای بزرگی مانند حاجی میرزا ابوالقاسم شیرازی و حاجی محمد جعفر همدانی تحصیل کرد و در حکمت طبیعی و شاعری مهارت یافت. او در شیراز با آقا عبدالله طبیب هم نشین بود و رابطهای صمیمی با او داشت. شیخ محمد فردی خوشمشرب، با همت بلند و صادق بود و اشعار عارفانهای سرود. او سپس به عتبات عالیات سفر کرد و اکنون در بغداد زندگی میکند. متن شامل نمونههایی از اشعار عاشقانه و عارفانه اوست.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که برای درک عمیقتر به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشعار ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۶۹ - وحدت هندوستانی
شست وشوکردهام ازگرددوعالمدلرا
جزخیال تو کسی نیست دراین خانه بیا ۲
در ره عقل است پستی و بلندیها بسی
در ره عشق آ که فارغ گردی از بالا و شیب ۳
به طفل مکب خود نشمرد فلاطون را
کسی که در فن اشراق عشق استاد است ۴
هر سوی ره عشق تو صد قافله دارد
هر قافله از دوری منزل گله دارد ۵
آزاد شد از کشمکش فکر دو عالم
هر دل که ز زلف تو به پا سلسله دارد ۶
زاهد ار پاک دامنی خواهی
خرقه رادر خم شراب انداز ۷
سرّ عشق ای حکیم گر طلبی
دفتر حکمتت در آب انداز ۸
خواهی که هما ظلّ همایون تو خواهد
سیمرغ صفت از نظر خلق نهان باش ۹
تا نفس ترا در به به در و خوار نسازد
در سایهٔ دیوار قناعت به امان باش ۱۰
ای که خود را نشناسی و خدا میگویی
جان درویش کجایی ز کجا میگویی ۱۱
آنکه دیده است رخ یار به خود حیرانست
من به حیرت که تو نادیده چهها میگویی ۱۲
دلت جلوه میخواست بی پرده گشتی
نگویی که بر بنده احسان نمودن ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.