میرزا عبدالوهاب، برادرزاده ملا لطفعلی خراسانی و ملقب به خاکی شاه، از عرفای معروف دوران خود بود. او در شیراز رشد یافت و در علوم مختلف به کمال رسید. وی از استعداد فطری برخوردار بود و از محضر عارفان زمان، به ویژه حاج میرزا ابوالقاسم شیرازی، بهره برد. در شعر و شاعری طبعی روان داشت و غزلیاتش مورد پسند اهل زمان بود. خط نسخ او نیز بسیار زیبا بود. او اوقات خود را به کتابت قرآن و دعا سپری میکرد و به عشقبازی مشغول بود. چندین بیت شعر از او در متن آمده که مضامین عرفانی و عاشقانه دارند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشعار عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشعار دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی هستند که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
بخش ۶۱ - نغمهٔ خراسانی
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود ۲
بالجمله از معاصرین زمان و از یاران هم زبان است. این اشعار از آن جناب قلمی میشود: ۳
کفر زلف نامسلمانی دل و دینم ربود
زاهدا چندین چه گویی از مسلمانی ما ۴
خواهم ای دوست که با درد تو میرم ورنه
هم تو دانی که مرا میل به درمان تو نیست ۵
خون شود از غم هجر تو و گردد صد چاک
هر دلی کان هدف ناوک خونخوار تو نیست ۶
قسمت ماست جنون ورنه درین سلسله کیست
که گرفار خم طرّهٔ طرار تو نیست ۷
هرکه مفتون تو شد کی پی نام و ننگ است
هر که مجنون تو شد کی پی عقل و دین است ۸
خبر از وی ندارم لیک دارم این خبر کز وی
خبر هرگز نخواهم یافت تا از خود خبر دارم ۹
نکنم آرزوی آن که رخ خوب تو بینم
دانم این را که نه من قابل دیدار تو باشم ۱۰
دلت به حال لب تشنهام نسوخت وگرنه
که گفت من هوس تیغ آبدار ندارم ۱۱
بود هر طفل را در دست سنگی
مگر از سینه بیرون شد دل من ۱۲
ماندهام حیران که رندی پیش گیرم یا صلاح
چون نمیدانم من بی دل چه باشد رأی تو ۱۳
اگر عشق این بودای دل به جان آیی زناکامی
وگریاراین بود ای جان به لب آیی ز تنهایی ۱۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.