میرزا مرتضی، فرزند میرزا عبداللّه ترشیزی، در جوانی به تجارت پرداخت و به مناطق مختلفی مانند هرات، خراسان، عتبات عالیات، طبرستان، آذربایجان، عراق عجم، فارس و کرمان سفر کرد. او با عرفا، علما، شعرا و ظرفا معاشرت داشت و مدتی را با فقیر گذراند. سپس به اصفهان، یزد و کرمان سفر کرد و در نائین به خدمت حاجی محمد حسین نائینی رسید. او اکنون قصد سفر به هندوستان را دارد. میرزا مرتضی شاعری با طبع عالی است و در انواع شعر مهارت دارد، اما به دلیل پریشانی حال، اشعارش را جمعآوری نکرده است. متن شامل نمونههایی از غزلیات و رباعیات اوست که مضامین عاشقانه و عرفانی دارند.
متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین شعرها نیاز به درک عمیقتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.
بخش ۵۳ - محجوب ترشیزی
غزلیّات ۲
فراغت کی بود کس را در آن وادی و منزلها
که روی از گرد ره ناشسته بایدبست محملها ۳
فریب زلف و سحرچشم وپندناصح جاهل
مراافتاده در عشقش بسی زین گونه مشکلها ۴
هر طرف مینگرم سوختهای ز آتش عشق
سر فرو برده به جیب از ستم خامی چند ۵
ناصح افسانه مخوان ننگ چه و نام کدام
روی عجز من و خاک ره بدنامی چند ۶
در پی کام دلند اهل جهان جمله و من
کام دل جستهام از صحبت ناکامی چند ۷
به چشم خونفشان نقش جمال یار میبندم
چونقاشی که خواهد نقش برآب روان بندد ۸
رباعیّات ۹
محجوب زنی و مرد میباید شد
بی دردی و عین درد میباید شد ۱۰
با محنت روزگار میباید ساخت
وز صحبت خلق فرد میباید شد ۱۱
بیچارگی اختیار میباید کرد
وز ما و منی فرار میباید کرد ۱۲
عارف گشتم فنا شدم وارستم
اینها حرفست کار میباید کرد ۱۳
محجوب تنم ز بارغم شد چو هلال
یک روز دلم نگشت فارغ ز ملال ۱۴
روزی و شبی بود مرا عمر و دریغ
بگذشت شبم به خواب و روزم به خیال ۱۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.