متن به زندگی محمد مهدی خان اوبهی و فرزندانش میپردازد. او از خاندانی سرشناس بود و به مقامات بالایی رسید، اما به دلیل دشمنیها بینایی خود را از دست داد و پس از سفر به مکه درگذشت. سه پسرش، از جمله محمدحسین بیگ و محمد حسن بیگ، نیز افراد برجستهای بودند و در شعر و ادب دستی داشتند. متن همچنین شامل اشعاری در مدح عشق، عرفان، و شخصیتهای مذهبی مانند امام علی (ع) است.
متن شامل مفاهیم تاریخی، عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین برخی از اشعار دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی هستند که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
بخش ۳۰ - شحنهٔ خراسانی
غزلیّات ۲
در آن محفل که آسان ره ندارد پادشاه آنجا
گدایی همچو من مشکل تواند برد راه آنجا ۳
نشان تیر ملامت شدیم در همه شهر
بس است در ره عشقش همین نشانهٔ ما ۴
عاشق خویش است نه خواهان دوست
هرکه جز جانان به چیزی مایل است ۵
زاهدا در اعتقاد اهل ذوق
عاشقی حق است و باقی باطل است ۶
ما گمرهیم و راه به سویت نمیبریم
ای رهنمای گم شدگان خود هدایتی ۷
بی یادت ار نیم نفسی بس عجب مدار
نه عشق من نه حسن تو دارد نهایتی ۸
گر همه دانند وگرنه که هست
روی دل جمله جهان سوی تو ۹
در مدح و منقبت حضرت شاه اولیا علی مرتضی گوید ۱۰
جز قهر تو نی خدای را قهر دگر
ایجاد کند اگر دو صد دهر دگر ۱۱
کی مدح تو ز آب بحر بتوان بنگاشت
هر قطرهٔ بحر گر شود بحر دگر ۱۲
گویند به عصیان به تو ره نتوان برد
ره سوی تو با روی سیه نتوان برد ۱۳
من فاش بگویم به خلاف همه کس
پیش کرمت نام گنه نتوان برد ۱۴
کعبه ز تو ای زاهد و بتخانه زمن
کوثر ز تو ای واعظ و پیمانه ز من ۱۵
زنّار ز من، سبحهٔ صد دانه ز تو
عالم همگی از تو و جانانه زمن ۱۶
آن شیخ که بشکست ز خامی خم می
زو عیش و نشاط میکشان شد همه طی ۱۷
گر بهر خدا شکست پس وای به من
ور بهر ریا شکست پی وای به وی ۱۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.