میرزا عبداللّه فردی با کمالات صوری و معنوی بود که اجدادش حاکمانی سرشناس بودند. او در جوانی به دربار سلاطین راه یافت و به لقب خانی مفتخر شد. در دوران زندیه به مناطق مختلفی سفر کرد و مورد توجه شاه محمود افغان قرار گرفت. او به عرفان و تصوف گرایش داشت و در صحبت مشایخ مراتب عرفانی را طی کرد. میرزا عبداللّه در سال 1216 هجری قمری درگذشت و اشعار فراوانی از خود به جای گذاشت که شامل مدایح ائمه و نصایح اخلاقی است.
متن شامل مفاهیم تاریخی، عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی تاریخی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشعار و مفاهیم موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بخش ۲۷ - شهاب ترشیزی
خیز و ز شهر اغنیا خیمه به ملک فقر زن
تا به سپهر برکشی ماهچهٔ توانگری ۲
ساغر بزم بی خودی درکش و درگذر ز خود
تا کندت بر آسمان ماه دو هفته ساغری ۳
منزل یار را بود وادی نفس نیم ره
کی برسی به یار خویش ار تو زخویش نگذری ۴
ای که ز پست فطرتی مرکب دیو گشتهای
کوش که بر فلک زنی طنطنهٔ برابری ۵
با همه کبر و سرکشی هست ز چاکران تو
آنکه تو بستهای میان بر در او به چاکری ۶
توشهٔ راه خویش کن تا نگرفته بازپس
عاریههای خویش را از تو سپهر چنبری ۷
قافله وقت صبحدم رفت و توماندی از عقب
بر سر راه منتظر راهزنان لشکری ۸
تن برهایست بس سمین گرگ فناش درکمین
از پی قوت خصم خود این بره را چه پروری ۹
نفس خداپرست تو دشمن جان بود ترا
بیهده ظنّ دشمنی بر دگران چرا بری ۱۰
زهد سی ساله به یک جرعه زیان کرد شهاب
این چه سود است خدایا که زیانش سوداست ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.