متن شرح حال مولانا لطفعلی است که در بروجرد متولد شد و در علوم دینی و ادبی تبحر داشت. او به مناطق مختلفی مانند خراسان، پیشاور و کابل سفر کرد و از مرشدانی مانند مسکین شاه پیشاوری و سید عالم شاه هندی بهره برد. سپس به عراق و فارس رفت و نزد سید قطب الدین شیرازی و آقا محمد هاشم تحصیل کرد. او فردی زاهد و عابد بود که بیشتر عمرش را به عبادت و مجاهده گذراند و با عزلت و ذکر خداوند مشغول بود. اشعاری از او در موضوعات مجاهده و ریاضت باقی مانده است که بر اهمیت جوع (گرسنگی عارفانه)، جود (بخشش) و ذکر خدا تأکید دارد. او در سال 1234 هجری وفات یافت و در حافظیه دفن شد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و زهد است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات تخصصی تصوف و اشارات به ریاضتهای روحانی نیازمند درک بالاتری از مفاهیم دینی و فلسفی دارد.
بخش ۱۶ - خاکی خراسانی
خلف الصدقش مولانا محمد هاشم نیز صاحب اخلاق نیکو و اوصاف دلجو است و با فقرش کمال لطف و انس است. غرض، جناب مولانا به حسب ذوق گاهی به سخن موزون مبادرت مینمود.اشعار و مثنویات منظوم فرمود. بالاخره در سنهٔ ۱۲۳۴ وفات یافت و در حافظیّه مدفون گردید. این اشعار از اوست: ۲
مِنْمثنویاته فِی المجاهده و الریاضه ۳
بود گنج دو عالم در سه گوهر
کز آنها میشود کامت میسر ۴
یکی در جوع دایم دومین جود
سیم در ذکر حق آن اصل مقصود ۵
ترا چون گشت دایم ذکرش ای دل
یقین کل مقاصد گشت حاصل ۶
چو جوع دایمت گردد مسلم
بباید آن دویت بی شک فراهم ۷
چو نیکو بنگری در کل اوصاف
سبب در جملگی جوع است بی لاف ۸
بدون جوع گرد صد سال گردی
محال است این که صاحب حال گردی ۹
متاب از جوع رو گر مرد راهی
بجو از جوع هر فیضی که خواهی ۱۰
زاکل سیر اگر ناقص کنی لام
شود اکسیر و حاصل گرددت کام ۱۱
چو نبود بنده را لطف خداوند
رهایی نبود او را ممکن از بند ۱۲
شدم گاهی به خلوت گه به محفل
نشد کامی مرا جز رنج حاصل ۱۳
هر آن گل را که بوییدم بُد او خس
هر آن کس را که دیدم بود ناکس ۱۴
بود دانا چو اصل و دیگران فرع
بدو قائم بود هم عقل و هم شرع ۱۵
مدارِ عالم است و قطب افلاک
همه دایر بدو تا مرکز خاک ۱۶
رباعی ۱۷
ای داور دانا به ضمیر که و مه
بر زخم دلم ز مرحمت مرهم نه ۱۸
یا همت عالی مرا بازستان
یا در خور همتم توانایی ده ۱۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.