خلاصه و ردهبندی سنی
16+
عبدالرحمن بن بختیار، عالمی کامل بود که در هندوستان با تجرید سیاحت میکرد. در سال 1025، جذبهای بر او غالب شد و از دنیا رفت. یک بیت و رباعی از او به جای مانده که مضامین عشق و جنون را بیان میکنند.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی داشته باشد.
بخش ۱۱ - انسی سیاه دانی
اسمش عبدالرحمن بن بختیار. مردی عالم و کامل بوده. در هندوستان در نهایت تجرید سیاحت مینموده. مجذوب مطلق شد. در سنهٔ ۱۰۲۵ جذبه بر وی غالب شد و از بدنِ عنصری رست و این یک بیت و رباعی از او نوشته شد:
۱
این دلقِ مرقع که مرا سرِ جنون است
پیرایهٔ عشق است نزیبد همه کس را ۲
رباعی ۳
گر دل ز غم عشق سلامت بودی
آماجگهِ تیرِ ملامت بودی ۴
گویند قیامتی و دیداری هست
ای کاش که امروز قیامت بودی ۵
این دلقِ مرقع که مرا سرِ جنون است
پیرایهٔ عشق است نزیبد همه کس را ۲
رباعی ۳
گر دل ز غم عشق سلامت بودی
آماجگهِ تیرِ ملامت بودی ۴
گویند قیامتی و دیداری هست
ای کاش که امروز قیامت بودی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۰ - ابوسعید کالیبی هندی
گوهر بعدی:بخش ۱۲ - اسد کاشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.