ابن سینا، حکیم و دانشمند مشهور اسلامی، متولد بلخ بود. او در کودکی قرآن و علوم دینی را فراگرفت و در جوانی به تحصیلات عالی پرداخت. پس از سقوط دولت سامانی، به خوارزم و سپس به شهرهای مختلفی مانند جرجان، ری، و همدان سفر کرد و مورد احترام حاکمان قرار گرفت. در همدان، وزارت شمس الدوله را پذیرفت و آثار مهمی مانند «شفا» را نوشت. او همچنین با عارفانی مانند ابوسعید ابوالخیر ملاقات کرد. ابن سینا در سال 427 هجری در همدان درگذشت. برخی از رباعیات او نیز در متن ذکر شدهاند.
متن شامل مفاهیم فلسفی و عرفانی است که برای درک آنها به سطحی از بلوغ فکری نیاز است. همچنین، برخی از رباعیات دارای مضامین عمیق و انتقادی هستند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
بخش ۲ - ابوعلی سینای بلخی قُدِّس سِرُّهُ العزیز
مِنْ رباعیّاته ۲
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت ۳
اندر دل من هزار خورشید بتافت
و آخر به کمال ذرّهای راه نیافت ۴
٭٭٭ ۵
تا بادهٔ عشق در قدح ریختهاند
وندر پی عشق عاشق انگیختهاند ۶
با جان و روان بوعلی مهر علی
چون شیر و شکر به هم برآمیختهاند ۷
٭٭٭ ۸
با این دو سه نادان که چنان میدانند
از جهل که دانای جهان ایشانند ۹
خر باش که این جماعت از فرط خری
هر کو نه خر است کافرش میخوانند ۱۰
٭٭٭ ۱۱
کفر چو منی گزاف، آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود ۱۲
در دهر چو من یکی و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود ۱۳
٭٭٭ ۱۴
از قعر گلِ سیاه تا اوجِ زحل
کردم همه مشکلات عالم را حل ۱۵
بیرون جستم ز قید هر مکر و حیل
هر بند گشوده شد مگر بند اجل ۱۶
٭٭٭ ۱۷
ای کاش بدانمی که من کیستمی
سرگشته به عالم ز پی چیستمی ۱۸
گر مقبلم، آسوده و خوش زیستمی
ور نه به هزار دیده بگریستمی ۱۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.