این متن دربارهٔ شخصی به نام شاه فضل از سادات صحیحالنسب است که در علوم مختلفی مانند علوم عربیه، جفر، حروف، اسما و حکمت تبحر داشت. او آثار مهمی مانند جاودان کبیر و جاودان صغیر را تألیف کرده و شاگردانی مانند سید نسیمی شیرازی را تربیت نموده است. متن همچنین به کرامات و خوارق عادات او اشاره دارد و بیان میکند که او در زمان شاهرخ میرزا و امیر تیمور میزیسته و در نهایت به دستور میران شاه و فتوای علمای زمان به شهادت رسید. در ادامه، اشعاری از او آورده شده که مضامین عرفانی و فلسفی دارند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک آنها به بلوغ فکری و دانش کافی نیاز است. همچنین، اشاره به وقایع تاریخی و شهادت ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
بخش ۱۶۰ - نعیمی مشهدی قُدِّسَ سِرُّه
وجودم زمانی که پیدا نبود
بجز مظهر حق تعالی نبود ۲
به مصر وجود آن زمان آمدم
که با یوسفِ جان زلیخا نبود ۳
فرشته مرا سجده آن روز کرد
که با آدم ای خواجه حوا نبود ۴
من آن دم دم از زندگی میزدم
که در نفس مریم مسیحا نبود ۵
سخن گفت موسیِ ما با خدا
زمانی که گوینده پیدا نبود ۶
چرا دیدهام نقش اشیا در او
چو در ذات اونقش اشیا نبود ۷
خدا را از آن میپرستد خدا
که علم پرستیدن از ما نبود ۸
و له ایضاً ۹
نور رخت افتاد شبی در دل منصور
فریاد اناالحق ز سموات برآمد ۱۰
در صومعه تا زمزمهٔ عشق تو افتاد
صوفی چو من از توبه و طامات برآمد ۱۱
٭٭٭ ۱۲
چنان نهفتهام اسرار عشقت اندر دل
که ازدلم به زبانم نمیرسد آواز ۱۳
٭٭٭ ۱۴
خورشید ازل بتافت از روزن تن
تا چهرهٔ خود ببیند اندر روزن ۱۵
گوید که چو روزن ز میان برخیزد
من باشم و من باشم و من باشم و من ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.