شیخ نجم الدین دایه، عارفی مشهور از تهران و مرید شیخ نجم الدین کبری بود. او در دوران حمله چنگیزخان از خوارزم به روم رفت و سختیهای بسیاری متحمل شد. وی با شخصیتهای بزرگی مانند مولانا و صدرالدین قونیوی ملاقات داشت و آثار ارزشمندی مانند «مرصاد العباد» و «بحر الحقایق» از او به جای مانده است. او در سال 654 هجری در بغداد درگذشت و در نزدیکی مقبره شیخ سری سقطی و جنید بغدادی دفن شد. همچنین، چند رباعی از اشعار عرفانی او در متن ذکر شده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و تاریخی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشعار نیاز به درک عمیقتری از ادبیات عرفانی دارند.
بخش ۱۵۴ - نجم الدین رازی قُدِّسَ سِرُّه
رباعیات ۲
در عشق توام جهان سرایی تنگ است
همچون چشمت دلم فضایی تنگ است ۳
ای در دل من ساخته منزلگهِ خویش
معذور همی دار که جایی تنگ است ۴
٭٭٭ ۵
عشقت که دوای جان این درویش است
ز اندازهٔ هر هواپرستی بیش است ۶
سرّی است که در ازل مرا در سر بود
کاری است که تا ابد مرا در پیش است ۷
٭٭٭ ۸
هر سبزه که در کنار جویی رسته است
گویی ز خط بنفشه مویی رسته است ۹
تا بر سر لاله پا به خواری ننهی
کان لاله ز خاک لاله رویی رسته است ۱۰
٭٭٭ ۱۱
شمع ارچه چو من داغ جدایی دارد
با گریه و سوز آشنایی دارد ۱۲
سررشتهٔ شمع به که سررشتهٔ من
کان رشته سری به روشنایی دارد ۱۳
٭٭٭ ۱۴
ای دل تو اگر مست نهای هشیاری
زان پیش که بگذرد جهان بگذاری ۱۵
کم خسب به وقت صبح کاندر پی تست
خوابی که قیامتش بود بیداری ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.