این متن درباره زندگی و آموزههای عرفانی یک عارف است که از بخارا آمده، سالها تحصیل کرد و سپس به دهلی رفت و به شیخ نصیرالدین دهلوی پیوست. او با سیر و سلوک به مراتب بالای عرفان رسید و آثاری مانند «نورالعیون» و «مرآت العارفین» از خود به جای گذاشت. در بخشی از متن، داستانی عرفانی درباره یک مجذوب و درک شهودی او از حق تعالی نقل شده است. همچنین دو رباعی عرفانی از او آمده که بر محبت الهی و وحدت وجود تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز است. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱۳۹ - مسعود بخارایی عَلَیهِ الرَّحْمَةُ
سلطان حقیقت دل جان بخش من است
ملکِ دو جهان زیرِ پیِ رخشِ من است ۲
آن چیز که نیست نیست و آن چیز که هست
بی منت اغیار همه بخش من است ۳
٭٭٭ ۴
بر یاد لبت باده حلال است حلال
می نیست، تجلّیِ جلال است جلال ۵
جز طلعتِ زیبای تو ای مایهٔ حال
هر چیز که دیدیم خیال است خیال ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.