شاه طاهر، از سادات عالیدرجه و اهل انجدان در منطقه قم، متولد همدان و ساکن کاشان بود. او جامع علوم ظاهری و معنوی بود و مدتی در کاشان به ارشاد مردم پرداخت. به دلیل نسبت ناروای اسماعیلیه، مورد آزار قرار گرفت و به هندوستان مهاجرت کرد. در دکن ساکن شد و مورد احترام سلطان نظامشاه قرار گرفت. او در ترویج مذهب شیعه اثناعشری در هند نقش داشت و در سال 956 ه.ق درگذشت. جسدش به عتبات عالیات منتقل شد. متن شامل اشعاری حکمتآمیز و پندآموز از اوست که مضامینی مانند گذرایی دنیا، اهمیت فضیلت و دانش، و رنجهای عشق را بیان میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی، عرفانی و تاریخی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشعار حاوی مضامین غمانگیز و پیچیدهای هستند که برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب است.
بخش ۹۶ - طاهر انجدانی علیه الرحمه
مِنْنصایح و مواعظه ۲
نظر کن به تاریخ شاهان پیشین
که رفتند زین دیر دیرین محافل ۳
کجا شد فریدون فرخنده سیرت
کجا رفت کیخسروآن شاه عادل ۴
روان است پیوسته از شهر هستی
به ملک عدم از پیِ هم قوافل ۵
همان گیر کز فیضِ فضلِ الهی
شدی بهرهمند از فنون و فضائل ۶
به کلک بدیع البیانِ معانی
در اقسام حکمت نوشتی رسائل ۷
زدی تکیه بر مسندِ فضل ودانش
نهادند نام تو صدرالافاضل ۸
چه حاصل که از صوبِ تحقیق درپی
به نزدیک دانا به چندین مراحل ۹
٭٭٭ ۱۰
در غم اولذّتِ عیش از دل ناشاد رفت
خو به غم کردیم چندانی که عیش از یادرفت ۱۱
رباعی ۱۲
در دهر کسی که عشق را شاید نیست
یاری که ازو دلی برآساید نیست ۱۳
صدگونه ملامت که نمیباید هست
یک لحظه فراغتی که میباید نیست ۱۴
٭٭٭ ۱۵
گر کسب کمال میکنی میگذرد
ور فکر محال میکنی میگذرد ۱۶
دنیا همه سر به سر خیال است خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد ۱۷
٭٭٭ ۱۸
ماییم که هرگز دم بی غم نزدیم
خوردیم بسی خون دل و دم نزدیم ۱۹
بی شعلهٔ آه لب ز هم نگشودیم
بی قطرهٔ اشک چشم بر هم نزدیم ۲۰
٭٭٭ ۲۱
آنیم که کوس نیکنامی نزدیم
چون بی خردان دم از تمامی نزدیم ۲۲
هرگز قدمی به خوشدلی ننهادیم
هرگز نفسی به شادکامی نزدیم ۲۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.