متن دربارهٔ بهاءالدین محمد، معروف به سلطان ولد، پسر مولانا جلالالدین محمد مولوی است. او فردی فاضل، کامل و عاقل بود و در خدمت شمس تبریزی قرار داشت. شمس تبریزی رازهایی را به دو پسر مولوی، از جمله بهاءالدین، سپرد. بهاءالدین از عارفان و محققان بود و اشعاری در حالات و مقامات مولوی سروده است. در متن، چند بیت از مثنوی و یک رباعی از او نقل شده است که مضامین عرفانی دارند.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و ادبی است که برای درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز است. همچنین، برخی اصطلاحات و مضامین ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۷۳ - سلطان ولد رومی قُدِّسَ سِرُّه
خلق را حق چو ساخت در ظلمت
نورشان ریخت بر سر از رحمت ۲
اندر ایشان نهاد گوهرها
از صفات قدیم و علم و سخا ۳
تا تو در خود صفات او بینی
در صفتهاش ذات او بینی ۴
همچو عطار کو ز هر انبار
آورد در دکان و در بازار ۵
گرچه در طبلهها بود اندک
عاقلی هان بداند آن بی شک ۶
هست دکان حق تنِ انسان
اندرونش صفات الرحمان ۷
پس تو در خود ببین صفات خدا
گرچه اندک بود بدان ز صفا ۸
کز چه سان است آن صفات ضمیر
سیرکن زین قلیل سویِ کثیر ۹
زین صفات قلیل رو سویِ اصل
مکن اندر میان هر دو تو فصل ۱۰
رباعی ۱۱
گر یک ورق از کتاب ما برخوانی
حیران ابد شوی زهی حیرانی ۱۲
ور یک نفسی به درد دل بنشینی
استادان را به درس خود بنشانی ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.