علی بن جعفر، عارفی بزرگ که دویست سال پس از سلطان العارفین بایزید ظهور کرد و گفته میشود سلطان از ظهور او خبر داده بود. روحانیت سلطان او را تربیت کرده و در گلشن معنی پرورش داد، اما به ظاهر از شیخ ابوالعباس قصاب آملی اجازه و تربیت یافت. او شیخی بزرگوار با کرامات بسیار بود که در سال 425 هجری درگذشت و مزارش در خرقان بسطام است. چند رباعی از او در متن ذکر شده است. همچنین، گفته میشود پسری نورسیدهاش در روز عید اضحی کشته شد و او در مناجات رباعیای در این باره سرود.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و تاریخی است که برای درک عمیقتر به بلوغ فکری و آگاهی از زمینههای فرهنگی و مذهبی نیاز دارد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ کودک ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
بخش ۱۰ - ابوالحسن خرقانی قُدِّسَ سِرُّه
آندوست که دیدنش بیاراید چشم
بی دیدنش از گریه نیاساید چشم ۲
ما را ز برای دیدنش باید چشم
گر دوست نبیند به چه کار آید چشم ۳
٭٭٭ ۴
اسرار از ل را نه تو دانی و نه من
این حرف معما نه تو خوانی و نه من ۵
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بیفتد نه تو مانی و نه من ۶
گویند که جناب شیخ را پسری نورسیده بود و در روز عید اضحی کشته شد. جناب شیخ پس از استحضار، این رباعی را درمناجات گفته رحمة اللّه علیه: ۷
حاشا که من از حکم تو افغان کنمی
با خود نفسی خلاف فرمان کنمی ۸
صد قرّة عین دیگرم بایستی
تا روز چنین بهر تو قربان کنمی ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.