در این متن، حیوانات اشتر، گاو و قوچ در مسیر خود به گیاهی برمیخورند. قوچ پیشنهاد میدهد که گیاه را بین خود تقسیم کنند، اما اذعان میکند که این کار هیچکس را سیر نخواهد کرد. سپس اشاره میشود که عمر طولانیتر فردی باعث میشود او سزاوارتر به خوردن گیاه باشد. این متن به اهمیت احترام به بزرگان و پیشکسوتان اشاره دارد و از سنتهای اسلامی در این زمینه یاد میکند. همچنین، به رفتارهای ناشایست برخی افراد در دوران معاصر نسبت به پیران اشاره میشود.
این متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی پیچیدهای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم فرهنگی و دینی دارد. همچنین، اشاره به رفتارهای ناشایست و تحلیل آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی میگفت من خورم
یافتند اَنْدَر رَوِش بَندی گیاه ۱
گفت قُچ بَخْش اَرْ کُنیم این را یَقین
هیچ کَس از ما نگردد سیر ازین ۲
لیکْ عُمرِ هرکِه باشد بیش تَر
این عَلَف اوراست اولی گو بِخَور ۳
که اَکابِر را مُقَدَّم داشتن
آمدهست از مُصْطَفی اَنْدَر سُنَن ۴
گَرچه پیران را دَرین دورِ لِئام
در دو موضِع پیش میدارند عام ۵
یا در آن لوتی که آن سوزان بُوَد
یا بر آن پُلْ کَزْ خَلَل ویران بُوَد ۶
خِدمَتِ شیخی بزرگی قایِدی
عامْ نارَد بیقَرینهیْ فاسِدی ۷
خیرَشان این است چِه بْوَد شَرَّشان؟
قُبْحَشان را باز دان از فَرَّشان ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.