خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن بالا یک گفتگوی عرفانی است که در آن صوفی از مخاطب خود سوالاتی فلسفی و معنوی می‌پرسد. این سوالات حول محور نقش و تأثیر مخاطب در جهان، مسئولیت‌های اخلاقی و معنوی او، و رابطه‌اش با خداوند و نعمت‌های او می‌چرخد. صوفی از مخاطب می‌پرسد که آیا در جهان تأثیر مثبت داشته‌است، آیا از نعمت‌های خداوند به درستی استفاده کرده‌است، و آیا در برابر مشکلات و سختی‌ها صبور بوده‌است.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

بخش ۵۲ - باز سال کردن صوفی از آن قاضی

گفت صوفی که چه بودی کین جهان
ابر ویِ رَحمَت گُشادی جاودان؟ ۱

هر دَمی شوری نَیاوَرْدی به پیش؟
بَر نَیاوَرْدی زِ تَلْوین‌هاشْ نیش؟ ۲

شبْ نَدُزدیدی چراغ روز را؟
دِیْ نَبُردی باغِ عیش آموز را؟ ۳

جامِ صِحَّت را نَبودی سنگِ تَب؟
ایمِنی با خَوْف ناوَرْدی کُرَب؟ ۴

خود چه کَم گشتی زِ جود و رَحمَتَش
گَر نبودی خَرخَشه در نِعْمَتَش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را
گوهر بعدی:بخش ۵۳ - جواب قاضی سال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.