خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن به توصیف فردی سالخورده و بی‌خاصیت می‌پردازد که از نظر جسمی و ذهنی دچار ضعف و ناتوانی است. این شخص نه توانایی کمک به دیگران را دارد و نه قابلیت دریافت لذت یا معنایی از زندگی. توصیفات به گونه‌ای است که نشان می‌دهد این فرد کاملاً بی‌ارزش و بی‌فایده شده است.

این متن حاوی مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی و پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

بخش ۴۰ - صفت آن عجوز

چون که مَجْلِس بی‌چُنین پَیْغاره نیست
از حَدیثِ پَسْتِ نازلْ چاره نیست ۱

واسِتان هین این سُخَن را از گِرو
سویِ افسانه‌یْ عَجوزه باز رو ۲

چون مُسِن گشت و دَرین رَهْ نیست مَرد
تو بِنِهْ نامَش عَجوزِ سال‌خَورْد ۳

نه مَرو را رَاسِ مال و پایه‌یی
نه پَذیرایِ قَبولِ مایه‌یی ۴

نه دَهَنده نه پَذیرنده‌ی ْ خوشی
نه دَرو معنیّ و نه معنی‌کَشی ۵

نه زبان نه گوشْ نه عقل و بَصَر
نه هُش و نه بی‌هُشیّ و نه فِکَر ۶

نه نیاز و نه جَمالی بَهْرِ ناز
توبه تویَش گَنْده مانندِ پیاز ۷

نه رَهی بُبْریده او نه پایِ راه
نه تَبِش آن قَحْبه را نه سوز و آه ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۳۹ - داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد
گوهر بعدی:بخش ۴۱ - قصهٔ درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.