خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعات اخلاقی و معنوی مانند کنترل خشم، شهوت و حرص، و اهمیت مردانگی و تقوا میپردازد. همچنین، به تفاوت بین زندگی معنوی و مادی اشاره میکند و ارزشهای والای انسانی را برمیشمارد. در نهایت، از وفاداری و اطاعت از امر الهی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱۷۲ - بیان آنک نحن قسمنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود
گَر بُدَش سُستیِّ نَریِّ خَران
بود او را مَردیِ پیغامبران ۱
تَرکِ خشم و شَهْوت و حِرصْآوری
هست مَردیّ و رَگِ پیغامبری ۲
نَرّیِ خَر گو مَباش اَنْدَر رَگَش
حَق هَمی خوانَد اُلُغْ بَگْلَربَگَش ۳
مُردهیی باشم به من حَقْ بِنْگَرَد
بِهْ از آن زنده که باشد دور و رَد ۴
مَغْزِ مَردی این شِناس و پوستْ آن
آن بَرَد دوزخ بَرَد این در جِنان ۵
حُفَّتِ الْجَنَّه مَکاره را رَسید
حُفَّتِ النّار از هوا آمد پَدید ۶
ای اَیازِ شیرِ نَرِّ دیوکُش
مَردیِ خَر کَم فُزون مَردیِّ هُش ۷
آنچه چَندین صَدْر اِدْراکَش نکرد
لَعْبِ کودک بود پیشَت اینْت مَرد ۸
ای بِدیده لَذَّتِ اَمرِ مرا
جانْ سِپُرده بَهرِ اَمرَم در وَفا ۹
داستانِ ذوقِ اَمر و چاشْنیش
بِشْنو اکنون در بیان و در نَشیش ۱۰
بود او را مَردیِ پیغامبران ۱
تَرکِ خشم و شَهْوت و حِرصْآوری
هست مَردیّ و رَگِ پیغامبری ۲
نَرّیِ خَر گو مَباش اَنْدَر رَگَش
حَق هَمی خوانَد اُلُغْ بَگْلَربَگَش ۳
مُردهیی باشم به من حَقْ بِنْگَرَد
بِهْ از آن زنده که باشد دور و رَد ۴
مَغْزِ مَردی این شِناس و پوستْ آن
آن بَرَد دوزخ بَرَد این در جِنان ۵
حُفَّتِ الْجَنَّه مَکاره را رَسید
حُفَّتِ النّار از هوا آمد پَدید ۶
ای اَیازِ شیرِ نَرِّ دیوکُش
مَردیِ خَر کَم فُزون مَردیِّ هُش ۷
آنچه چَندین صَدْر اِدْراکَش نکرد
لَعْبِ کودک بود پیشَت اینْت مَرد ۸
ای بِدیده لَذَّتِ اَمرِ مرا
جانْ سِپُرده بَهرِ اَمرَم در وَفا ۹
داستانِ ذوقِ اَمر و چاشْنیش
بِشْنو اکنون در بیان و در نَشیش ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد
گوهر بعدی:بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.