این متن به وحدت معنوی اولیا و انبیا اشاره دارد و بیان میکند که همه آنها از یک نور الهی سرچشمه گرفتهاند. دعوت انبیا برای همه مردم است، اما تنها کسانی که قابلیت دارند، این دعوت را میپذیرند. اولیا و انبیا با معجزات خود سعی در جذب مردم به سوی حق دارند. متن همچنین به عشق و ترس به عنوان انگیزههای پذیرش حق اشاره میکند و تأکید میکند که هر کس به اندازه قابلیت خود از این نور بهرهمند میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی دینی و عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
بخش ۱۱ - در بیان آنکه انبیاء و اولیاء یک نفس و یک نورند همه از یک خدای میگویند و بخشایش از او دارند از هستی خود رهیدهاند جز ذکر و تعظیم خلق در ایشان چیزی نمانده است از ماسوی اللّه نیست شدهاند و قایم بحقاند «فانی ز خود و بدوست باقی ----- این طرفه که نیستند و هستند»
موج زن جمله چون یم ز خار ۱
همه ارواح اولیای گزین
از یکی نور بوده اند یقین ۲
نامهاشان بصورت ار دگر است
همه را یک فروغ و یک شرراست ۳
قند را گر کسی نهد صد نام
ذوق آن یک بود چو زد در کام ۴
دعوت انبیا برای همه است
همچو چوپان که کدخدای رمه است ۵
مر خواص و عوام را دعوت
میکنند از کرم بدان حضرت ۶
زان نمودند معجزات قریب
تا که اعدا شوند یار و حبیب ۷
کام و ناکام رو نهند بحق
یک ز عشق و یکی ز ترس قلق ۸
هر دلی را کرامت است شعار
دارد از غیر یار نفرت و عار ۹
قابلان را کند بحق دعوت
باشد از غیر قابلش نفرت ۱۰
همچو خود مست عاشقی جوید
تا بوی راز سینه را گوید ۱۱
دعوتش با خواص حق باشد
تا بر ایشان ن ث ار سر پاشد ۱۲
نیستش با عوام هیچ سخن
زانکه هر کس نبرده ره ب ل دن ۱۳
اولیا را کلیم جویان بود
پی ایشان همیشه پویان بود ۱۴
هر س حر گه بناله از یزدان
خواستی او لقای آن مردان ۱۵
عاقبت چون دعاش گشت قبول
حضر را یافت شد امل بحصول ۱۶
۱۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.