این متن به فرزندان توصیه میکند که خود را از درویشی دور نگه دارند و به جای آن، به قدرت و ثروت بیندیشند. شاعر تأکید میکند که زندگی سخت درویشی مناسب آنان نیست و آنها برای تخت و تاج آفریده شدهاند. همچنین، از هنر تیراندازی به عنوان مهارتی برتر از عبادت یاد میکند و آن را مناسبتر برای پادشاهان میداند. در پایان، توصیه میشود که با شادی و دوری از غم، به شکار و زندگی بپردازند.
متن دارای مفاهیم پیچیدهای مانند قدرت، ثروت، و فلسفه زندگی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به زندگی درویشی و پادشاهی نیاز به درک عمیقتری از جامعه و فرهنگ دارد.
بخش ۱۱۴ - منع کردن زاهد لو و کش را از ریاضت بسیار و دادن او کمانها به دست ایشان و دعا کردن او در حق ایشان
چو من خود را ز درویشان ندانید ۱
به جان بندید دل در افسر و تخت
که درویشی بود کار عجب سخت ۲
نیارد کرد سوزن کار شمشیر
به کَه قانع چو آهوکی شود شیر ۳
نه بازیچه است ترک نعمت و ناز
حواس از آرزوها داشتن باز ۴
شکم را جای لقمه سنگ دادن
هوا را دل به نومیدی نهادن ۵
ز روی نازنینان دیده بستن
ز موی مه جبینان دل شکستن ۶
نظر در دیده جان در تن فشردن
که چون در زندگی بی مرگ مردن ۷
شکستن خارها در چشم پرخواب
ز نغمه ریختن در گوش سیماب ۸
دماغ از بوی گل آشفته ماندن
چمن زار هوس نشکفته ماندن ۹
شما را حق جوانمرد آفریده است
برای تخت و افسر آفرید ه است ۱۰
چو بی محنت نصیب کس شود گنج
چرا بیهوده باید بردنش رنج ۱۱
دل طفلان به گفتن کرد ارشاد
به دست هر یکی ، تیر و کمان داد ۱۲
که این فن بهتر از طاعت شماراست
ریاضت پیشگی زیبنده ماراست ۱۳
سلاح زاهدان زهد و صلاح است
صلاح پادشاهان از سلاح است ۱۴
بگیرید این کمانها را ز دستم
که پشت د شمنانتان بر شکستم ۱۵
دعا کردم که از شست شما تیر
شود همچون دعایم آسمان گیر ۱۶
خدنگ آن کم از تیر قضا نیست
که مر تیر دعایم را خطا نیست ۱۷
قدم خم نه خم تان بس کمان است
که کحل از دیده، وسمه ز ابروان است ۱۸
کمان بگرفته در پایش فتادند
چو ابرو بر سر دیده نهادند ۱۹
کمان ابرو جوانان کمانها
چو چار ابرو نمایان بی گمانها ۲۰
کمانها داد و دادش علم آن یاد
چو آدم را شده جبریل استاد ۲۱
به تیر انداختن ممتاز گشتند
چو ترک غمزه حکم انداز گشتند ۲۲
به شادی هر دو فارغ دل ز اندوه
همی گشتند صید افکن دران کوه ۲۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.