خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از احوال درونی و بیرونی خود سخن میگوید. او از تغییرات روزانه حالات روحی و فکری خود صحبت میکند و بیان میکند که شادی و افکار هر روز متفاوت است. همچنین، شاعر از تأثیر عشق و لطف یار بر زندگی خود میگوید و اینکه این لطف حتی تلخیها را شیرین میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد تا بتوان آن را به درستی درک کرد.
بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست
این سُخَن از حَدّ و اندازهست بیش
ای اَیاز اکنون بِگو اَحْوالِ خویش ۱
هست اَحْوالِ تو از کانِ نُوی
تو بِدین اَحْوال کِی راضی شَوی؟ ۲
هین حِکایَت کُن از آن اَحْوالِ خَوش
خاک بر اَحْوال و دَرسِ پنج و شَش ۳
حالِ باطِنْ گَر نمیآید به گفت
حالِ ظاهِرْ گویَمَت در طاق وجُفت ۴
که زِ لُطفِ یارْ تَلْخیهایِ مات
گشت بر جانْ خوش تَر از شِکَّرنَبات ۵
زان نَبات اَرْ گَرْد در دریا رَوَد
تَلخیِ دریا همه شیرین شود ۶
صدهزار اَحوال آمد همچُنین
باز سویِ غَیْب رَفتند ای اَمین ۷
حالِ هر روزی به دی مانندْ نِی
هَمچو جو اَنْدَر رَوِشْ کِشْ بَند نی ۸
شادیِ هر روزْ از نوعی دِگَر
فِکْرَتِ هر روز را دیگر اَثَر ۹
ای اَیاز اکنون بِگو اَحْوالِ خویش ۱
هست اَحْوالِ تو از کانِ نُوی
تو بِدین اَحْوال کِی راضی شَوی؟ ۲
هین حِکایَت کُن از آن اَحْوالِ خَوش
خاک بر اَحْوال و دَرسِ پنج و شَش ۳
حالِ باطِنْ گَر نمیآید به گفت
حالِ ظاهِرْ گویَمَت در طاق وجُفت ۴
که زِ لُطفِ یارْ تَلْخیهایِ مات
گشت بر جانْ خوش تَر از شِکَّرنَبات ۵
زان نَبات اَرْ گَرْد در دریا رَوَد
تَلخیِ دریا همه شیرین شود ۶
صدهزار اَحوال آمد همچُنین
باز سویِ غَیْب رَفتند ای اَمین ۷
حالِ هر روزی به دی مانندْ نِی
هَمچو جو اَنْدَر رَوِشْ کِشْ بَند نی ۸
شادیِ هر روزْ از نوعی دِگَر
فِکْرَتِ هر روز را دیگر اَثَر ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که و ان الدار الاخرة لهی الحیوان لوکانوا یعلمون کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زندهاند و سخنگوی و سخنشنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدنیا جیفه و طلابها کلاب و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی
گوهر بعدی:بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و ممن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.