شماره ۲۳۰ - مگذار که از حسرت دیدار بمیرم

مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
بردار ز رخ پرده و مگذار بمیرم ۱

صد جان طلبم بهر نثارت که چو آیی
پیش تو نه یکبار که صد بار بمیرم ۲

خو کرده ام از بس به گرانباری دردت
گردم گر از این درد سبکبار بمیرم ۳

مرگست علاج من بیچاره طبیبا
از چاره ی من بگذر و بگذار بمیرم ۴

تا باز شوم زنده ز یمن قدم یار
آن به که روم در قدم یار بمیرم ۵

زارم بکش ای یار و مکن این همه آزار
گر هست مرادت که من زار بمیرم ۶

شد پیشه ی من عشق رفیق اول و آخر
یارب چو بمیرم به همین کار بمیرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.