خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او خود را سرگشته و سودایی عشق میداند و معشوق را منبع همهچیز، از جمله جوشش، ناز، نیاز و حتی زندگی میخواند. شاعر با اشاره به مجنون و مسیحا، عمق عشق و وابستگی خود را نشان میدهد و در نهایت، خود را همچون پروانهای میداند که در راه عشق میسوزد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مجنون و مسیحا نیاز به پیشزمینه فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۲۳۶ - ای عشق منم از تو سرگشته و سودائی
ای عشق منم از تو سرگشته و سودائی
وندر همه عالم مشهور بشیدائی ۱
در نامه مجنون تا از نام من آغازند
زین بیش اگر بردم سر دفتر دانائی ۲
ای باده فروش من سرمایه جوش من
از تست خروش من من نایم و تو نائی ۳
سرمایه ناز از تو هم اصل نیاز از تو
هم وامق شیدائی هم دلبر عذرائی ۴
گر زندگیم خواهی بر من نفسی در دم
من مرده صد ساله تو جان مسیحائی ۵
اول تو و آخر تو ظاهر تو و باطن تو
مستور ز هر چشمی در عین هویدائی ۶
تیری ستم اندوزی بر دیده من دوزی
آخر چه جگر سوزی یارب چه دلارائی ۷
پروانه صفت سوزان از شوق فشانم جان
تا گوئیم ای جانان تو سوخته مائی ۸
وندر همه عالم مشهور بشیدائی ۱
در نامه مجنون تا از نام من آغازند
زین بیش اگر بردم سر دفتر دانائی ۲
ای باده فروش من سرمایه جوش من
از تست خروش من من نایم و تو نائی ۳
سرمایه ناز از تو هم اصل نیاز از تو
هم وامق شیدائی هم دلبر عذرائی ۴
گر زندگیم خواهی بر من نفسی در دم
من مرده صد ساله تو جان مسیحائی ۵
اول تو و آخر تو ظاهر تو و باطن تو
مستور ز هر چشمی در عین هویدائی ۶
تیری ستم اندوزی بر دیده من دوزی
آخر چه جگر سوزی یارب چه دلارائی ۷
پروانه صفت سوزان از شوق فشانم جان
تا گوئیم ای جانان تو سوخته مائی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - بار دیگر فتنه ای در انس و جان انداختی
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - چه حذر کنم ز مردن که توام بقای جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.