خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان عشق و ارادت خود به معشوق یا شخصیتی والا میپردازد. او از ضعف و ناتوانی خود در برابر عظمت معشوق سخن میگوید و لطف و مرحمت او را ستایش میکند. همچنین، از تأثیر شفابخش و روحبخش معشوق بر جان خود یاد میکند و از او میخواهد که دردهایش را درمان کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۳ - دست بختم کوته است از دامن وصلت که هست
دست بختم کوته است از دامن وصلت که هست
پایه من سست قدرت بخت والا آمده ۱
گوهر طبعم نثار خاک پایت کی سزد
گرچه از روی شرف لؤلؤی لالا آمده ۲
نظم من در خورد جاهت کی بود با آنکه هست
در شعرم خوشتر از دری شعرا آمده ۳
ای ز آب مرحمت شسته لباس دین ما
تا ز چرک شرک صافی و مصفا آمده ۴
کنج ویران جای گنج آمد از آن مهر ترا
در دل ویران من پیوسته مأوی آمده ۵
پای مردیهای لطفت میرساند دمبدم
آنچه از درگاه حق ما را تمنا آمده ۶
هم ز لطف خویشتن درمان درد ما بکن
ای ز لطفت درد جانها را مداوا آمده ۷
ای با دل شکسته ترا کار آمده
درد تو مرهم دل افکار آمده ۸
پایه من سست قدرت بخت والا آمده ۱
گوهر طبعم نثار خاک پایت کی سزد
گرچه از روی شرف لؤلؤی لالا آمده ۲
نظم من در خورد جاهت کی بود با آنکه هست
در شعرم خوشتر از دری شعرا آمده ۳
ای ز آب مرحمت شسته لباس دین ما
تا ز چرک شرک صافی و مصفا آمده ۴
کنج ویران جای گنج آمد از آن مهر ترا
در دل ویران من پیوسته مأوی آمده ۵
پای مردیهای لطفت میرساند دمبدم
آنچه از درگاه حق ما را تمنا آمده ۶
هم ز لطف خویشتن درمان درد ما بکن
ای ز لطفت درد جانها را مداوا آمده ۷
ای با دل شکسته ترا کار آمده
درد تو مرهم دل افکار آمده ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - ای ز ما و من شده فانی بهنگام شهود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - دیده متاع قلب مرا صد هزار عیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.