این متن به موضوع عدالت، ظلم، وفاداری و عفو میپردازد. در آن از مفهوم «جف القلم» استفاده شده است که به معنای تأثیر قلم در ثبت اعمال نیک و بد انسانهاست. متن تأکید میکند که هر عمل نیک یا بدی نتیجهای متناسب با خود دارد و عدالت الهی بر این اساس عمل میکند. همچنین به موضوع وفاداری و خیانت، عفو و مجازات، و تفاوت بین خیر و شر اشاره شده است. در نهایت، متن به اهمیت صداقت و خدمت صادقانه و تأثیر آن در زندگی انسانها میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین برخی مفاهیم مانند عدالت، ظلم و عفو ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و سنگین باشد.
بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین
بَهْرِ تَحْریض است بر شُغْلِ اَهَم ۱
پَس قَلَم بِنْوشت که هر کار را
لایِقِ آن هست تاثیر و جَزا ۲
کَژْ رَوی جَفَّ الْقَلَمْ کَژْ آیَدَت
راستی آری سَعادت زایَدَت ۳
ظُلْم آری مُدْبِری جَفَّ الْقَلَم
عَدل آری بَر خوری جَفَّ الْقَلَم ۴
چون بِدُزدَد دست شُد جَفَّ الْقَلم
خورْد باده مَست شُد جَفَّ الْقَلَم ۵
تو رَوا داری رَوا باشد که حَق
هَمچو مَعْزول آید از حُکْمِ سَبَق؟ ۶
که زِ دستِ من بُرون رفتهست کار
پیشِ من چندین مَیا چندین مَزار؟ ۷
بلکه مَعنی آن بُوَد جَفَّ الْقَلَم
نیست یکسان پیشِ من عدل و سِتَم ۸
فَرق بِنْهادَم میانِ خیر و شَر
فَرق بِنْهادَم زِ بَد هم از بَتَر ۹
ذَرّهیی گَر در تو اَفْزونی اَدَب
باشد از یارَت بِدانَد فَضْلِ رَب ۱۰
قَدْرِ آن ذَرِّه تورا اَفْزون دَهَد
ذَرّه چون کوهی قَدَم بیرون نَهَد ۱۱
پادشاهی که به پیشِ تَختِ او
فَرق نَبْوَد از اَمین و ظُلْمجو ۱۲
آن کِه میلَرزَد زِ بیمِ رَدِّ او
وان که طَعْنه میزَنَد در جَدِّ او ۱۳
فَرقْ نَبْوَد هر دو یک باشد بَرَش
شاه نَبْوَد خاکِ تیره بر سَرَش ۱۴
ذَرّهیی گَر جَهْدِ تو اَفْزون بُوَد
در تَرازویِ خدا موزون بُوَد ۱۵
پیشِ این شاهانْ هَماره جان کَنی
بیخَبَر ایشان زِ غَدْر و روشَنی ۱۶
گفتِ غَمّازی که بَد گوید تورا
ضایِع آرَد خِدمَتَت را سال ها ۱۷
پیشِ شاهی که سَمیع است و بَصیر
گفتِ غَمّازان نباشد جایْگیر ۱۸
جُمله غَمّازان ازو آیِس شوند
سویِ ما آیند و اَفْزایَند پَند ۱۹
بَس جَفا گویند شَهْ را پیشِ ما
که بُرو جَفَّ الْقَلَم کَم کُن وفا ۲۰
مَعنیِ جَفَّ الْقَلَم کِی آن بُوَد
که جَفاها با وَفا یکسان بُوَد؟ ۲۱
بَلْ جَفا را هم جَفا جَفَّ الْقَلَم
وان وَفا را هم وَفا جَفَّ الْقَلَم ۲۲
عَفْو باشد لیکْ کو فَرِّ امید
که بُوَد بَنده زِ تَقْویٰ روسِپید؟ ۲۳
دُزد را گَر عَفْو باشد جانْ بَرَد
کِی وزیر و خازِنِ مَخْزَن شود؟ ۲۴
ای اَمینُ الدّینِ رَبّانی بیا
کَزْ اَمانَت رُست هر تاج و لِوا ۲۵
پورِ سُلطانْ گَر بَرو خایِن شود
آن سَرَش از تَنْ بِدان بایِن شود ۲۶
وَزْ غُلامِ هِنْدُوی آرَد وَفا
دولت او را میزَنَد طالَ بَقا ۲۷
چه غُلام؟ اَرْ بر دَری سگ باوَفاست
در دلِ سالارْ او را صد رِضاست ۲۸
زین چو سگ را بوسه بر پوزش دَهَد
گَر بُوَد شیری چه پیروزش کُند؟ ۲۹
جُز مگر دُزدی که خِدمَتها کُند
صِدْقِ او بیخِ جَفا را بَر کَند ۳۰
چون فُضَیلِ رَهْزنی کو راست باخت
زان که دَهْ مَرده به سویِ توبه تاخت ۳۱
وان چُنان که ساحِرانْ فرعون را
رو سِیَه کردند از صَبر و وَفا ۳۲
دست و پا دادند در جُرمِ قَوَد
آن به صد ساله عبادت کِی شود؟ ۳۳
تو که پَنْجَه سال خِدمَت کردهیی
کِی چُنین صِدْقی به دست آوردهیی؟ ۳۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.