خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شیدایی خود به معشوق سخن میگوید. او تمام تمنای خود را به معشوق اختصاص داده و از دنیا و نعمتهای آن چشم پوشیده است. شاعر بیان میکند که حتی در قیامت نیز سراغ معشوق را خواهد گرفت و دلش از عشق او پر است. او تمایل دارد که اسیر معشوق باشد و همه وجودش را به او تقدیم کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۹ - من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم
من آشفته و شیدا چو تمنای تو دارم
از سر خویش گذشتم سر سودای تو دارم ۱
گل صد برگ نبویم سمن و لاله نجویم
که در این باغ هوای گل رعنای تو دارم ۲
به جهان شورش و غوغا چه عجب از من شیدا
که به هنگام قیامت سر غوغای تو دارم ۳
دلم از ملک دو عالم نشود فرخ و خرم
ز غم عشق جگر سوز دلارای تو دارم ۴
به تماشاگه جنت چو روم دیده به بندم
من دل خسته به پنهان چو تماشای تو دارم ۵
چو مرا هست تمنا که شکاری تو باشم
همه روی دل از آن روز به صحرای تو دارم ۶
چو حسین از سر دانش ز تو چون شکر نگویم
که بسی بخت و سعادت ز عطاهای تو دارم ۷
از سر خویش گذشتم سر سودای تو دارم ۱
گل صد برگ نبویم سمن و لاله نجویم
که در این باغ هوای گل رعنای تو دارم ۲
به جهان شورش و غوغا چه عجب از من شیدا
که به هنگام قیامت سر غوغای تو دارم ۳
دلم از ملک دو عالم نشود فرخ و خرم
ز غم عشق جگر سوز دلارای تو دارم ۴
به تماشاگه جنت چو روم دیده به بندم
من دل خسته به پنهان چو تماشای تو دارم ۵
چو مرا هست تمنا که شکاری تو باشم
همه روی دل از آن روز به صحرای تو دارم ۶
چو حسین از سر دانش ز تو چون شکر نگویم
که بسی بخت و سعادت ز عطاهای تو دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - وقت آنست که ما جانب میخانه شویم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - دو دیده بر سر راه امید می دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.