خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به سوگ از دست دادن یاران و دوستان نازنین میپردازد. شاعر از غم فراق رفیقان بیهمتا مینالد و اشاره میکند که بزرگان و وفاداران از دنیا رفتهاند. او از نبود هنر و فضیلت در زمانه شکایت دارد و از خواننده میخواهد که در انتظار حسین(ع) بسوزد، چرا که محرمان یقین نیز رفتهاند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و سوگوارانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ، فراق، و انتظار ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۸ - دلا بنال که یاران نازنین رفتند
دلا بنال که یاران نازنین رفتند
به غم نشین که رفیقان بی قرین رفتند ۱
به اهل دهر میامیز و گوشه ای بنشین
که همدمان وفاپیشه گزین رفتند ۲
دل شکسته ی ما را بر آتش افکندند
اگر چه خود به سوی روضه ی برین رفتند ۳
سهی و گل ز زمین می دمد ولیک دریغ
ز گلرخان سهی قد که در زمین رفتند ۴
هنر مجوی که بازار فضل رایج نیست
از آن جهت که بزرگان خورده بین رفتند ۵
عجب مدار که گر نقد دین شود کاسد
که نافذان جواهرشناس دین رفتند ۶
بسوز بر در حرمان در انتظار حسین
که محرمان سراپرده ی یقین رفتند ۷
به غم نشین که رفیقان بی قرین رفتند ۱
به اهل دهر میامیز و گوشه ای بنشین
که همدمان وفاپیشه گزین رفتند ۲
دل شکسته ی ما را بر آتش افکندند
اگر چه خود به سوی روضه ی برین رفتند ۳
سهی و گل ز زمین می دمد ولیک دریغ
ز گلرخان سهی قد که در زمین رفتند ۴
هنر مجوی که بازار فضل رایج نیست
از آن جهت که بزرگان خورده بین رفتند ۵
عجب مدار که گر نقد دین شود کاسد
که نافذان جواهرشناس دین رفتند ۶
بسوز بر در حرمان در انتظار حسین
که محرمان سراپرده ی یقین رفتند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - عید است و حریفان ز می عشق خرابند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - امیر قافله کوس رحیل زد ای یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.