خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و دوری معشوق مینالد و احساس بیقدری و نالایق بودن خود را در برابر معشوق بیان میکند. او از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و خود را در برابر عظمت معشوق ناچیز میپندارد. با این حال، عشق او چنان است که هیچ چیز دیگری را جایگزین معشوق نمیکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸ - وای که از حال من دلبرم آگاه نیست
وای که از حال من دلبرم آگاه نیست
آه که از دست او زهره یک آه نیست ۱
بر در او میکشم جان ز پی تحفه لیک
هدیه این بینوا لایق درگاه نیست ۲
طالب هر دو جهان ره نبرد سوی او
راه گداپیشگان در حرم شاه نیست ۳
چند بود خاک پاک بسته این تیره خاک
یوسف مصری ما در خور این چاه نیست ۴
شمع شبستان ما روی دلارای او است
مجلس عشاق را روشنی از ماه نیست ۵
شاه مرا بندگان هست به از من بسی
لیک مرا غیر آن هیچ شهنشاه نیست ۶
حلقه زدم بر درش گفت برو ای حسین
تا تو بخود بسته ای پیش منت راه نیست ۷
آه که از دست او زهره یک آه نیست ۱
بر در او میکشم جان ز پی تحفه لیک
هدیه این بینوا لایق درگاه نیست ۲
طالب هر دو جهان ره نبرد سوی او
راه گداپیشگان در حرم شاه نیست ۳
چند بود خاک پاک بسته این تیره خاک
یوسف مصری ما در خور این چاه نیست ۴
شمع شبستان ما روی دلارای او است
مجلس عشاق را روشنی از ماه نیست ۵
شاه مرا بندگان هست به از من بسی
لیک مرا غیر آن هیچ شهنشاه نیست ۶
حلقه زدم بر درش گفت برو ای حسین
تا تو بخود بسته ای پیش منت راه نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - تا عشق توام بدرقه راه حجاز است
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - ایکه جز حسن رخت پیرایه آفاق نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.