خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

در این متن، شخصی که قبلاً تجربه‌های سخت و مرگ‌آوری داشته، از دختر سلطان دعوت می‌شود تا برای شستن سرش بیاید. او با اشاره به تجربیات گذشته‌اش و توبه‌ای که کرده، از انجام این کار خودداری می‌کند و می‌گوید دیگر حاضر نیست به سمت خطر برود. این متن نشان‌دهنده‌ی پشیمانی و تصمیم به تغییر در زندگی است.

متن شامل مفاهیم عمیق مانند مرگ، توبه و بازگشت به زندگی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و مفاهیم پیچیده‌ی ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

بخش ۹۲ - باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن

بَعد از آن آمد کسی کَزْ مَرحَمَت
دخترِ سُلطانِ ما می‌خوانَدَت ۱

دخترِ شاهَت همَی‌خوانَد بیا
تا سَرَش شویی کُنون ای پارسا ۲

جُز تو دَلّاکی نمی‌خواهد دِلَش
که بِمالَد یا بِشویَد با گِلَش ۳

گفت رو رو دستِ من بی‌کار شُد
وین نَصوحِ تو کُنون بیمار شُد ۴

رو کسی دیگر بِجو اِشْتاب و تَفْت
که مرا وَاللهْ دست از کار رَفت ۵

با دِل خود گفت کَزْ حَد رَفت جُرم
از دلِ من کِی رَوَد آن ترس و گُرم ۶

من بِمُردم یک رَهْ و باز آمدم
من چَشیدَم تَلْخیِ مرگ و عَدَم ۷

توبه‌‌یی کردم حقیقت با خدا
نَشْکَنَم تا جان شُدن از تَنْ جُدا ۸

بَعدِ آن مِحْنَت کِه را بارِ دِگَر
پا رَوَد سویِ خَطَر؟ اِلّا که خَر ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکان شاه‌زاده از نصوح
گوهر بعدی:بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.