خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به موضوع عشق و غرور می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان گنجی پر از راز یاد می‌کند و به تأثیرات مستی‌آور هستی بر عقل و شرم اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به مقایسه‌ی خود با دیگران می‌پردازد و برتری خود را در هنر و خدمت بیان می‌کند. او از خود به عنوان فردی با اصالت و توانا یاد می‌کند و دیگران را پایین‌تر از خود می‌داند.

این متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق

بازگَردان قِصّهٔ عشقِ اَیاز
کان یکی گنجی‌ست مالامالْ راز ۱

می‌رَوَد هر روز در حُجْره‌یْ بَرین
تا بِبینَد چارُقی با پوستین ۲

زان که هستی سَخت مَستی آوَرَد
عقلْ از سَر شَرم از دل می‌بَرَد ۳

صد هزاران قَرنِ پیشَین را همین
مَستیِ هستی بِزَد رَهْ زین کَمین ۴

شُد عَزرائیلی ازین مَستی بِلیس
که چرا آدم شود بر من رئیس؟ ۵

خواجه‌اَم من نیز و خواجه‌زاده‌اَم
صد هُنر را قابِل و آماده‌اَم ۶

در هُنَر من از کسی کَم نیستم
تا به خِدمَت پیشِ دشمن بیسْتَم ۷

من زِ آتش زاده‌اَم او از وَحَل
پیشِ آتش مَر وَحَل را چه مَحَل؟ ۸

او کجا بود اَنْدَر آن دوری که من
صَدْرِ عالَم بودم و فَخْرِ زَمَن؟ ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده می‌شود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم می‌آید و از خجالت سر و ریش و قلم گم می‌کند و العاقل یکفیه الاشاره
گوهر بعدی:بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.