خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر با زبانی پراحساس و استعاری، از معشوق یا وجود مقدسی دعوت میکند تا ظهور کند و تاریکیهای زندگی را به نور تبدیل کند. شاعر از رنجها و نادانیهای خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او علم و ادب بیاموزد و زندگیاش را نورانی کند.
متن دارای مضامین عرفانی و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و پیچیدهتر، مناسب مخاطبان با سطح درک و تجربهٔ بیشتر است.
شماره ۱ - ای شمع جهان افروز بیا
ای شمع جهان افروز بیا
وی شاهد عالم سوز بیا ۱
ای مهر سپهر قلمرو غیب
شد روز ظهور و بروز بیا ۲
ای طائر سعد فرخ رخ
امروز تویی فیروز بیا ۳
روزم از شب تیره تر است
ای خود شب ما را روز بیا ۴
ما دیده به راه تو دوخته ایم
از ما همه چشم مدوز بیا ۵
عمریست گذشته به نادانی
ای علم و ادب آموز بیا ۶
شد گلشن عمر خزان از غم
ای باد خوش نوروز بیا ۷
من مفتقر رنجور توام
تا جان به لب است هنوز بیا ۸
وی شاهد عالم سوز بیا ۱
ای مهر سپهر قلمرو غیب
شد روز ظهور و بروز بیا ۲
ای طائر سعد فرخ رخ
امروز تویی فیروز بیا ۳
روزم از شب تیره تر است
ای خود شب ما را روز بیا ۴
ما دیده به راه تو دوخته ایم
از ما همه چشم مدوز بیا ۵
عمریست گذشته به نادانی
ای علم و ادب آموز بیا ۶
شد گلشن عمر خزان از غم
ای باد خوش نوروز بیا ۷
من مفتقر رنجور توام
تا جان به لب است هنوز بیا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:مدایح الحجة عجل الله فرجه
گوهر بعدی:شماره ۲ - ای خاک درت جام جم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.