خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر روی مفاهیمی مانند فروتنی، گذشت از لذتهای دنیوی، کمک به دیگران و رسیدن به کمال معنوی تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد تا با انتخاب مسیر درست و دوری از خودنمایی، به جایگاه والایی برسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و تمثیلهای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۴ - بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی
بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی
دیده پوش از سیر باغ خلد تا آدم شوی ۱
میکند از ترک لذت موم جا در چشم داغ
دل ز وصل انگبین بردار تا مرهم شوی ۲
زد حباب از خودنمایی خیمه از دریا برون
چون صدف پستی گزین تا با گهر همدم شوی ۳
ز آرزوی مور نه بر دیده انگشت قبول
تا توانی چون سلیمان صاحب خاتم شوی ۴
سربلندی بایدت، افتادهای را دست گیر
مردهای احیا نما تا عیسی مریم شوی ۵
بندبند استخوانم همچو نی دارد فغان
خواهیام کردن نوازش گر به من همدم شوی ۶
کشته آن غمزهام قصاب چون، خاک تو را
جام اگر سازند جا دارد که جام جم شوی ۷
دیده پوش از سیر باغ خلد تا آدم شوی ۱
میکند از ترک لذت موم جا در چشم داغ
دل ز وصل انگبین بردار تا مرهم شوی ۲
زد حباب از خودنمایی خیمه از دریا برون
چون صدف پستی گزین تا با گهر همدم شوی ۳
ز آرزوی مور نه بر دیده انگشت قبول
تا توانی چون سلیمان صاحب خاتم شوی ۴
سربلندی بایدت، افتادهای را دست گیر
مردهای احیا نما تا عیسی مریم شوی ۵
بندبند استخوانم همچو نی دارد فغان
خواهیام کردن نوازش گر به من همدم شوی ۶
کشته آن غمزهام قصاب چون، خاک تو را
جام اگر سازند جا دارد که جام جم شوی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۳ - در زمان ما نمیبارد سحاب زندگی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۵ - بتی دارم که لعلش با لب کوثر کند بازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.