خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به دنبال یار و مونس غمخوار خود میگردد و از غم و کدورت دلش مینالد. او از یار میخواهد که ظهور کند و جمالش را نشان دهد تا دلش آرام گیرد. شاعر همچنین از بیخبری از احوال یار شکایت میکند و از او میخواهد که خود را نشان دهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۳۰۸ - بگذشت ز حد کار دل زار کجایی
بگذشت ز حد کار دل زار کجایی
مردم ز غم ای مونس غمخوار کجایی ۱
بسیار دلم تیره شد از زنگ کدورت
روشنگر این آینه تار کجایی ۲
بیخار، گلی در چمن دهر نچیدیم
بنمای جمال ای گل بیخار کجایی ۳
خالی ز تو جایی نه و جویای تو بسیار
پنهان نه و پیدا نهای، ای یار کجایی ۴
با جلوه درآ، تا شود آشوب قیامت
بنمای قد ای قامت دلدار کجایی ۵
ای لعل لب یار بیان ساز حدیثی
گلقند دوای دل بیمار کجایی ۶
در جلوه بود یار شب و روز و تو غافل
خوابی مگر ای دیده بیدار کجایی ۷
ز احوال تو آگاه نهایم ای دل قصاب
آهی بکش ای مرغ گرفتار کجایی ۸
مردم ز غم ای مونس غمخوار کجایی ۱
بسیار دلم تیره شد از زنگ کدورت
روشنگر این آینه تار کجایی ۲
بیخار، گلی در چمن دهر نچیدیم
بنمای جمال ای گل بیخار کجایی ۳
خالی ز تو جایی نه و جویای تو بسیار
پنهان نه و پیدا نهای، ای یار کجایی ۴
با جلوه درآ، تا شود آشوب قیامت
بنمای قد ای قامت دلدار کجایی ۵
ای لعل لب یار بیان ساز حدیثی
گلقند دوای دل بیمار کجایی ۶
در جلوه بود یار شب و روز و تو غافل
خوابی مگر ای دیده بیدار کجایی ۷
ز احوال تو آگاه نهایم ای دل قصاب
آهی بکش ای مرغ گرفتار کجایی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - بینا نیم آن لحظه که با ما تو نباشی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - به خود چند ای دل بیطاقت از افسانهها پیچی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.