خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق مینالد و حالات روحی خود را با تصاویر شاعرانه مانند ناله تار، شب تاریک، و لالههای روییده از اشک توصیف میکند. او ایمان خود را در گرو زلف معشوق میداند و از غم و اندوهی که همواره همراه اوست سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند از دست دادن ایمان و غم شدید نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد.
شماره ۳۰۳ - نفس در سینهام چون ناله تار است پنداری
نفس در سینهام چون ناله تار است پنداری
بساط عشرتم گرم از دل زار است پنداری ۱
برافکن پرده از رخسار و بنما ماه تابان را
که بی روی تو روزم چون شب تار است پنداری ۲
گرفتم چون سر زلف تو از کف رفت ایمانم
به دستم هر سر موی تو زنّار است پنداری ۳
به تعلیم فلاطون خاطرم راضی نمیگردد
دلم در کجمزاجی طفل بیمار است پنداری ۴
به هر جا میروم دست از دل من برنمیدارد
در این محنت نصیبیها غمم یار است پنداری ۵
به جای سبزه ز آب دیده ما لاله میروید
مدار کشت ما با چشم خونبار است پنداری ۶
برو قصاب زین دردی که ما داریم تا محشر
تو را آه و مرا این ناله در کار است پنداری ۷
بساط عشرتم گرم از دل زار است پنداری ۱
برافکن پرده از رخسار و بنما ماه تابان را
که بی روی تو روزم چون شب تار است پنداری ۲
گرفتم چون سر زلف تو از کف رفت ایمانم
به دستم هر سر موی تو زنّار است پنداری ۳
به تعلیم فلاطون خاطرم راضی نمیگردد
دلم در کجمزاجی طفل بیمار است پنداری ۴
به هر جا میروم دست از دل من برنمیدارد
در این محنت نصیبیها غمم یار است پنداری ۵
به جای سبزه ز آب دیده ما لاله میروید
مدار کشت ما با چشم خونبار است پنداری ۶
برو قصاب زین دردی که ما داریم تا محشر
تو را آه و مرا این ناله در کار است پنداری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - ای تندخو ز چیست که یارم نمیشوی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - در کعبه و بتخانه ز حسن تو صنم های
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.